يكشنبه 22 تیر ماه 1399
Module Border Module Border
  جوان 

پاسخ به چند مشکل فرهنگی جوانان ایران

پاسخها از دکتر علی اردشیر انتظاری مدیر گروه جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی

یکی از مشکلات یا بحران‌های بعد از انقلاب ایران مشکلات نسل جوان در پذیرش فرهنگ است. نسل جوان امروز در پذیرش فرهنگ ایرانی، اسلامی و غربی دچار سردرگمی است. این معضل نسل جوان از کجا نشات گرفته است؟

انتظاری: یک مشکلی که ما در بحث هویت داریم این است که متاسفانه بعد از انقلاب اسلامی رسانه‌ها به خصوص رسانه‌های رسمی تلاش کردند که یک تصویر منفی و خیلی تیره و تار از گذشته ارایه دهند و با این عنوان که چون حکومت گذشته چون یک حکومت شاهنشاهی بوده است، عمده تصاویری که از گذشته ارایه می‌کنند تصاویر تیره و تار بوده و این به نوبه خود در ایجاد بحران هویتی تاثیرگذار است. به هر ترتیب تصویری که ما از گذشته داریم همان چیزی است که پایه و اساس هویت ما را تشکیل می‌دهد. این مساله‌ای بود که به نوبه خود می توانست در شکل‌گیری این بحران هویتی تاثیرگذار باشد و از سوی دیگر یک تعارضی بین ملیت و اسلامیت همواره برجسته شده است به عنوان مثال عده‌ای که دنبال ملیت و ایرانیت می‌روند گویا تقابلی با اسلامیت پیدا می‌کنند و اگر  دنبال اسلامیت می‌روند با ملیت تقابل دارند. در حالی که علی رغم اینکه بسیاری از رهبران تلاش کردند تا این تعارض نباشد ولی در خیلی از دانشگاهیان و روحانیون این تعارض وجود داشته که به نوبه خود یک بحران هویتی ایجاد کرده است و محصول آن، بحران هویتی است که در جوامع شاهد آن هستیم.

در کنار اینها عوامل دیگر هم وجود دارد که اگر نیازهای فرهنگی جوانان ما به خوبی برآورده نشود و اگر جامعه ما به گذشته فرهنگی خود، موسیقی و هنر ملی که داشته وصل نشود طبیعتا برای تامین این نیازها به سراغ فرهنگ دیگر کشورها می‌رود. یعنی اگر ما هنرها، موسیقی مقامی و نمایش قومیتی خود را فراموش کنیم، به این دلیل که به آنها نیاز داریم پس برای تامین آنها به سراغ دیگر جوامع می‌رویم و این عوامل در نهایت فرد را دچار بحران هویتی می‌کند. البته این عوامل در کنار هجومی است که رسانه‌های بیگانه آوردند. این رسانه‌ها بیکار نبودند و تلاش کردند تقاضاهایی را برای جوانان ایجاد کنند و تمایلاتی را تقویت کنند که آن تمایلات در جامعه ما به راحتی برآورده نشده است و این باز به نوبه خود جوان را دچار بحران کرده است و ما هم اقدامی برای مدیریت درست این عوامل انجام ندادیم و رسانه‌ها با مدیریت غلط، فرهنگ جوانان را آسیب‌پذیر کرده‌اند.

پس برای خارج کردن نسل جوان از این سردرگمی و بحران چه راهکارهایی را می‌توان ارایه کرد؟

انتظاری: به نظر من یکی از عناصر اساسی حل بحران هویتی جامعه «تاریخ» است. باید یک تصویر درست از تاریخ ارایه شود. آمریکا شاید بیش از 300سال قدمت نداشته باشد 300 سال تاریخی که بسیار مبهم و پر از خون‌ریزی، جنگ و فعالیت‌هایی است که چندان انسانی نبوده است ولی آمریکایی‌ها همین قدمت کوتاه را چنان زیبا و در قالب فیلم‌های وسترن و امثال آن به تصویر می‌کشند که یک جوان آمریکایی به تاریخ 300 ساله خود افتخار می‌کند و خود را با افتخار یک آمریکایی می‌داند در حالی که ما برعکس آنها عمل کرده و تاریخ 7-6 هزار ساله خود را نابود کرده‌ایم. تصاویر تاریخی را خیلی تیره و تار، وحشتناک و پرخشونت نشان می‌دهیم و یا بیش از حد آن را سیاسی کرده‌ایم. تاریخ عنصر مهم هویت است و پایه مهم هویت، تصوری است که ما از گذشته خود داریم و این تصور از گذشته توسط همین رسانه‌ها شکل می‌گیرد و اگر قرار باشد این چنین شکل بگیرد فرد دچار بحران هویتی می‌شود.

مهم‌تریم وظیفه رسانه‌ها ارایه یک تصویر درست، بانشاط و سازنده از تاریخ است نه یک تصویر تاریک از گذشته در حالی که حتی فیلم‌های تاریخی مذهبی ما نیز همین تیرگی را دارد، خشونت بار است و لرزه به تن انسان می‌اندازد تا اینکه بخواهد انسان را به گذشته خود وابسته کند. به خصوص که در کتاب‌های تاریخ در مقاطع مختلف تحصیلی تنها تاریخ سیاسی و پادشاهان و تصویر غیر واقعی و یک مقداری توام با خشونت به تصویر کشیده شده است.

بعد مهم دیگر در ارتباط با هویت ملی جامعه نیازهای فرهنگی و هنری جوانان است که باید به نحو مناسب پاسخ داده شود و این مستلزم آن است که در جامعه یک نشاطی بین مردم وجود داشته باشد و از یک سو نظام طبقات و خواستگاه‌ها مدیریت شود و از سوی دیگر تمنیات و تمایلات مردم برآورده شود. در حال حاضر رسانه‌های غربی روی جوانان کار می‌کنند و تقاضاهایی را در آنها ایجاد می‌کنند. ما یا باید آن تقاضاها را پاسخ دهیم یا باید به نوعی آنها را مدیریت کنیم چراکه نمی توان تقاضای جوانان جامعه را برآورده نکرده رها کرد زیرا جامعه جهانی آنطوری نیست که ما بتوانیم خود را از آن منفک کنیم بلکه باید مدیریت کنیم در حالی که متاسفانه در این مدیریت کردن‌ها هم موفق عمل نکردیم. پس باید نسبت به تامین تقاضای اقشار مختلف جامعه فعال برخورد کرد مثلا خودمان در رسانه های جهانی نقش بازی کنیم و در جامعه جهانی به عنوان یک جامعه‌ای که دارای فرهنگ دیرین است حضوری فعال داشته باشیم نه اینکه صرفا منفعلانه با این هجومی که بر ما وارد می شود برخورد کنیم.

* رجوع به تفکر و آرمان‌های انقلاب تا چه اندازه  می‌تواند در حل بحران هویتی شکل گرفته بعد از انقلاب، اثر گذار باشد؟

انتظاری: چهره‌های انقلابی به مثابه گروه‌های مرجع برای مردم به شمار می‌آیند و مردم با توسل به این گروه‌ها تلاش می‌کردند که بسیاری از رفتارهای خود رابا نوع رفتار آنها تنظیم کنند و وجود آنها می توانست به نوبه خود خیلی از سوالات مردم را پاسخ دهد تا مسیر خود را پیدا کنند و درست است که مثلا شهید بهشتی و تعداد زیادی از همراهان او در ماجرای 7 تیر به شهادت رسیدند اما همین شهادت دکتر بهشتی منجر شد که بسیاری از نگاه‌های منفی که نسبت به او وجود داشت زیر سوال رود و به شهید بهشتی به عنوان یک اسوه نگاه شود. زیرا او و همچنین شهید مطهری، شهید چمران و شهید رجایی اشخاصی بودند که حاضر بودند در عرصه‌های مختلف حضور داشته باشند و  جان خود را فدا کنند. تعداد زیادی از این شخصیت‌ها در آن زمان به عنوان گروه های مرجع و راهنما برای مردم بودند تا راه خود را برای زندگی پیدا کنند و دچار انحراف‌ نشوند و این مهم بود که ما می‌توانستیم این جریان را ادامه دهیم که همین گروه‌های مرجع را برای نسل جوان داشته باشیم.

نقش رسانه‌ها در این امر بسیار مهم است اگر روی زندگی آدم‌های مختلف کار شود و افرادی که می‌توانند سرمشق جوانان باشند معرفی شوند نقش تاثیرگذاری در جامعه خواهد داشت اما متاسفانه روند ما در این زمینه بیشتر روند سیاسی بوده و رسانه‌های ملی ما بیشتر به سمت چهره‌سازی سیاسی رفتند و این چهره سازی سیاسی باعث شد این افراد آنچنان که بایسته است نقش مرجع را پیدا نکندحتی افرادی هم که در رسانه‌ها حضور پیدا می‌کنند مردم یک دید سیاسی به آنها داشته باشند نه اینکه فکر کنند اینها می‌توانند یک گزینه مرجع باشند.

پس رسانه می‌تواند به گونه‌ای عمل کند که افراد تاثیر گذار، گروه مرجع مردم شوند و این موقعی اتفاق می‌افتد که خیلی طبیعی و با یک رویکرد عدالت گرایانه برخورد کند مثلا تلویزیون نباید تنها در اختیار یک شخص یا گروه خاص باشد و جوان هر موقع تلوزیون را روشن می‌کند تنها با آن شخص خاص روبه رو شود. آدم‌ها متنوع هستند پس نمی‌توانیم راجع به مسایل جوانان به طور یکنواخت صحبت کرد آنها در جامعه متنوع و گوناگون هستند و طبعا خواسته‌های متفاوتی هم دارند. در نتیجه گروه‌های مرجع که می‌تواند بر آنها تاثیرگذار باشند باید متفاوت باشند بنابراین تلوزیون نمی‌تواند روی فرد خاصی تمرکز کنند چون آن فرد خاص شاید برای یک گروهی مرجع باشد و برای ده‌ها گروه دیگر مرجع نباشد در نتیجه آن فرد اثر مرجعیت را نخواهد داشت و علاوه بر آن عدالت رسانه‌ای زیر سوال می‌رود و هستند آدم هایی که ممکن است از آنها خوش صحبت تر، باسوادتر یا مفیدتر باشند ولی عملا پایشان به رسانه نرسیده است.

http://www.shafaqna.com/persian/shafaqna/item/69735

 

Module Border Module Border
ورود |عضويت
با ذکر منبع بلامانع است
پرتال سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان
Ariana Informatics Group - گروه داده ورزي آريانا